ava
ورود و پخش

«بدن بی نقص»؛ بر اساس متنی از ایو انسلر، مونولوگی است درباره بدن؛ بدنی که در طول تاریخ همواره عرصه قضاوت، کنترل، شرم و مقاومت بوده است...

اطلاعات
author

نویسنده: معصومه یوسفی 

1405/03/18

«بدن بی‌نقص»: در جست‌وجوی آشتی با خویشتن

تک‌نفری که با یک صندلی، یک آینه و طوفانی از حس‌های سرکوب‌شده، تماشاگر را به تماشای درونی‌ترین جنگ انسان دعوت می‌کند.

سالن استاد جمیله شیخی در تالار محراب، این روزها میزبان اثری است که با حداقل ابزار، حداکثر صمیمیت را می‌طلبد. «بدن بی‌نقص» نوشته‌ی ایو انسلر (نمایشنامه‌نویسی که پیشتر با «مونولوگ‌های واژن» مرزهای روایت زنانه را جابه‌جا کرد) با ترجمه و کارگردانی بهنام ترابی، یک مونولوگی است که راوی‌اش – زنی بی‌نام – از رابطه‌ی آزارنده‌اش با بدن خود می‌گوید. جمله‌ی محوری نمایش که روی پوستر هم آمده، ساده و تکان‌دهنده است: «من تمام زندگیم رو صرفِ تنفر از شکمم کردم».

در مرز سایه و روشنایی

طراحی نور این اجرا، هوشمندانه از محدودیت‌های فنی سالن جمیله شیخی بهره می‌برد. چهار منبع نوریِ خطی در سقف، با زاویه‌های متغیر، صحنه را به میدان نبردی نمادین تبدیل می‌کنند. در ابتدا، نوری سرد و افقی از بالا-چپ، سایه‌ی راوی را روی دیوار پشتی چنان بزرگ می‌کند که گویی موجودی دیگر در اتاق ایستاده – همان «صدای درونیِ قضاوت‌گر» که بعدها راوی از آن می‌گوید. در اوج نمایش (لحظه‌ی روایتِ نگاه اول به آینه)، نور به یک نقطه‌ی کوچک و سفید روی زمین محدود می‌شود و راوی در آن جمع می‌گردد؛ گویی تمام جهان به همان نقطه‌ی دردناک خودآگاهی فروکاسته شده است. این زبان نورپردازی، دقیق و حساب‌شده، یادآور استانداردهای مجله‌ی The Stage است: هر تغییر معنا دارد، هر سایه روایت می‌کند.

طراحی صحنه از سه عنصر بیشتر تشکیل نشده: یک چهارچوب فلزی مستطیل ‌شکل که در هوا معلق است (استعاره‌ای از استانداردهای غیرممکن)، یک صندلی چوبی بدون پشتی، و آینه‌ای که در دو سوم اجرا از زیر صحنه بالا می‌آید. آینه در اینجا ابزارِ خودشیفتگی نیست؛ ابزاری برای مصادره‌ی حقیقت است. در قدرتمندترین طراحی صحنه‌ایِ کار، راوی ناگهان آینه را ۱۸۰ درجه می‌چرخاند تا تماشاگران را به جای خودش بنشاند – و در آن لحظه، سالن نفس‌بند می‌آید.

مبینا ریش‌پور: بازی بدون تور ایمنی

بازی مبینا ریش‌پور در این تک‌نفره، فراتر از یک اجرای خوب، یک «بودن» است. او از ابتدا با شانه‌های خمیده و نگاهی که از مواجهه با تماشاگر می‌گریزد، وارد می‌شود و در طول اجرا، سِیرِ رهایی را در فیزیک حرکات خود نشان می‌دهد: از جمع‌شدگی به گستردگی، از لرزش به ایستادگی. صدایش نیز از زمزمه‌های شرم‌آلود به فریادهای خاموش می‌رسد – اما هرگز به جیغ پوپولیستی مبتذل نمی‌افتد.

با این حال، به سبک دیلی تلگراف باید صادق بود: در بیست دقیقه‌ی میانی، ریتم گفتار ریش‌پور دچار تکرارِ نفس‌گیری می‌شود که شاید قصد عاطفی دارد اما عملاً کشش را کاهش می‌دهد. جملات بلند انسلر – که در متن اصلی گاه مانند موج‌های پشت‌سرهم می‌آیند – گاهی با مکث‌هایی از هم می‌پاشند که مرز بین «تأمل دراماتیک» و «افت انرژی» را مبهم می‌کنند. با این حال، او در سه کلید صحنه (لحظه‌ی نگاه به آینه، روایت اولین رژیم طاقت‌فرسا، و سکانس پایانی که می‌گوید «شاید این بدن همیشه بی‌تقصیر بوده») چنان باورپذیر و ویرانگر ظاهر می‌شود که هر ایراد فنی در برابر قدرت حضور او رنگ می‌بازد.

چیزی فراتر از سیاست: شرم، فداکاری، تنهایی

اما قلب تپنده‌ی «بدن بی‌نقص» در محتوای آن است. انسلر اینبار از خشونت آشکار نمی‌نویسد؛ از خشونت روزمره‌ی فرهنگ می‌نویسد. راوی از دختری می‌گوید که مادرش را در حال شمارش کالری دیده، از نوجوانی که دوست‌پسرش گفته «شکم‌ات افتاده»، از زنی که پای میز جراحی زیبایی از خود می‌پرسد «آیا حاضرم برای عادی شدن بمیرم؟». نمایش از هرگونه نقد سیاسی مستقیم عبور می‌کند و به ریشه‌ی مشترک انسانی می‌رسد: ترس از ناکافی بودن. این ترس بی‌مرز است؛ در بدن هر زن و مردی، در فرهنگ شرق و غرب، در هر که آینه را دیده و از خود پرسیده «آیا من به اندازه‌ی کافی خوبم؟».

ترابی در ترجمه‌ی خود، دیالوگ‌ها را به فارسی سلیس و در عین حال شاعرانه برگردانده. جمله‌ی کلیدی – «من تمام زندگیم رو صرفِ تنفر از شکمم کردم» – در اجرا با چنان بی‌آلایشی ادا می‌شود که تماشاگر هم‌دردی می‌کند، نه ترحم. و این فضیلت بزرگ اثر است: راوی قربانی نیست، بازمانده‌ای است که سرانجام می‌فهمد بدنش هرگز «بی‌نقص» نبود چون اصلاً قرار نبود کامل باشد.

جمع‌بندی: نمایشی برای آشتی با سایه‌ها

«بدن بی‌نقص» در سالن جمیله شیخی، با همه‌ی سادگی و گاه کاستی‌های ریتمیک‌اش، مخاطب را به معادله‌ای اخلاقی دعوت می‌کند: آیا حاضریم از جنگ با بدن خود دست برداریم؟ این اثر نه پند می‌دهد نه شعار؛ فقط روایت می‌کند – و همان روایت برای تغییر کافی است. به تهیه‌کنندگان (نیلا آزاد و بهنام ترابی) باید تبریک گفت که جسارت اجرای چنین متنی را در فضای امروز داشته‌اند؛ متنی که بدون هیاهو، عمیق‌ترین زخم فرهنگ مدرن را به زبان می‌آورد.

ویدیو ها و عکس ها
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

09122****98

اجرای دقیق و فکر شده ای بود بازیگر اصلی مثل اسم نمایش ک بدن بی نقصه، بی نقص روی صحنه بود هر دقیقه با یک چیز جدید رو ب رو میشدم،از موسیقی گرفته تا میزانسن ها برام جذاب بود و در اخر دیالوگ ها خیلی خیلی زیاد بار معنایی داشت یکبار برای تماشای بدن بی نقص کافی نیست خسته نباشید ب گروه ملویل✨