ava
ورود و پخش

«زنبورهای کارگر»؛ درست لحظه‌ای که همه چیز قشنگه، ممکنه فرو بریزه...

اطلاعات
author

نویسنده: معصومه یوسفی 

1405/03/25

«زنبورهای کارگر»

سالن چهارم مجموعه تئاتر لبخند، فضایی صمیمی اما فاقد هرگونه عظمتِ بی‌جهت است. همین محدودیت، اما، به سود کارگردان و نویسنده‌ی اثر، علیرضا نجف، تمام شده است. او با درک هوشمندانه از امکانات صحنه‌ی کوچک، دنیایی می‌سازد که در عین سادگی، توأم با نمادپردازیِ پربار است. چیدمان تماشاگران به شکل نعل‌اسبی، ما را به شاهدانی نزدیک بدل می‌کند که گویی درون یک اتاقک شیشه‌ای - یا بهتر بگوییم، درون یک کندوی مدرن - زندانی شده‌ایم.

طراحی صحنه

بر پایه‌ی سطوح شیب‌دار و لانه‌زنبوریِ مکعبی شکل بنا شده است: قفسه‌های چوبیِ بی‌رنگ، میزهای فلزی با لبه‌های تیز، و صفحه‌نمایش‌هایی که آمارِ بی‌وقفه‌ی «تولید» را زمزمه می‌کنند. نورپردازیِ دقیق و موشکافانه ، در اینجا فراتر از یک ابزار معمولی عمل می‌کند. نورهای نقطه‌ای سرد LED های آبی و سفید در نیمه‌ی اول، ریتم ماشین‌وارِ زندگیِ شخصیت‌ها را بازتاب می‌دهند؛ نوری که نه روشنایی که خستگی را به تصویر می‌کشد. اما در میانه‌ی اجرا، ناگهان رگه‌هایی از گرمای نارنجی وارد فضا می‌شوند تا شکنندگیِ «لحظات زیبا» را یادآور شوند - لحظاتی که به گواهی جمله‌ی کلیدی نمایش، قرار است به زودی فرو بریزند.

اما بازیگران، ستون‌های اصلی این بنای شکننده‌اند. ملیحه آقایی در نقش «مهرناز» - زنبوری که سابقه‌ی بیشتری از دیگران در این کندو دارد - تکان‌دهنده ظاهر می‌شود. او با نگاه‌های خسته و دستانی که بی‌اختیار میلرزند، نماد فرسودگی ناشی از عشقِ افراطی به کار است. علی تاریمی در قامت «آرش»، اما، نقطه‌ی مقابل او را می‌سازد: جاه‌طلبی خام و بی‌صبر که طعم شیرینِ موفقیت جمعی را فدای سودِ آنی می‌کند. شکوفه حیدریان و عدنان فراهانی نیز به‌عنوان «زنبورهای تازه‌وارد»، دیالوگ‌هایی طنزآلود اما تلخ را حمل می‌کنند که نشان می‌دهد سیستم چگونه آرزوهای جوانی را به مصرف‌زده‌های بی‌تفاوت تبدیل می‌کند. خودِ علیرضا نجف در نقشی کوتاه اما مؤثر، حضوری تقریباً شبح‌وار دارد: او «صدای بالای سر» است، نظارتگری که هرگز دیده نمی‌شود اما قوانین بازی را بی‌چون‌وچرا می‌گوید.

از نظر ریتم، کارگردانیِ نجف در نیمه‌ی نخست گاهی در دام شتاب زدگی می‌افتد؛ دیالوگ‌های متقاطع و حرکت‌های سریع بازیگران آن‌چنان فشرده می‌شوند که مخاطب فرصت هضمِ نمادها را نمی‌یابد. اما همین عیب، در پرده‌ی پایانی به نقطه‌ی قوت بدل می‌گردد: جایی که مکث‌های ناگهانی و سکوت‌های سنگین، گسستِ ارتباط انسانی را عریان می‌کنند.

و اما هسته‌ی اخلاقی و انسانیِ «زنبورهای کارگر»: این نمایش روایتگر جامعه‌ای خیالی است که در آن هر کس صرفاً به اندازه‌ی «بازدهی» خود ارزش دارد. مهرناز (آقایی) فداکاری را تا سرحدِ نابودی یاد گرفته، آرش (تاریمی) طمع را لباس «رقابت‌جویی» پوشانده، و جوان‌ترها در تنهایی مدرن غرق شده‌اند - کنار هم اما بی‌خبر از هم. نجف با هوشمندی از هرگونه اشاراتِ مستقیمِ سیاسی پرهیز می‌کند تا نمایش به یک هشدار جهان‌شمول تبدیل شود: هر نظامی که ستون فقراتش را «کارِ صرف» و «سودِ خالص» تعریف کند، سرانجام با فروپاشیِ ناگهانی روبه‌رو می‌شود. درست مثل کندویی که ناگهان خالی می‌شود.

آیا «زنبورهای کارگر» اثری بی‌نقص است؟ خیر. گاهی نمادپردازی‌ها بیش از حد به‌چشم می‌آیند (مثل تکرارِ حرکاتِ زنبورگونه‌ی بازیگران که در نیمه‌ی دوم تبدیل به فرمولی تکراری می‌شود). و صدابرداری سالنِ لبخند نیز چالش‌هایی دارد - برخی زمزمه‌های کلیدیِ گوشه‌ی صحنه به ردیف‌های عقب نمی‌رسد. اما این نقاط ضعف در برابر قدرتِ جمع‌بندیِ نهایی رنگ می‌بازند.

نتیجه‌گیری نهایی (با تأکید بر جمله‌ی محوری اثر):
«زنبورهای کارگر» آینه‌ای است صادق از خستگیِ نسلی که «زیبایی» را فقط در لحظاتِ پیش از فروریختن درک می‌کند. علیرضا نجف و تیمش با بودجه‌ای محدود اما اندیشه‌ای غنی، موفق می‌شوند تماشاگر را تا مرزِ لبه‌ی پرتگاهِ روانی‌شان ببرند. و همان‌جا، با جمله‌ی تکرارشونده‌ی نمایشنامه، به ما یادآوری می‌کنند:

«درست لحظه‌ای که همه چیز قشنگه، ممکنه فرو بریزه...»
چه فروپاشیِ یک سیستم، چه فروپاشیِ یک رابطه، چه فروپاشیِ امید به «کارگر ماندن» در جهانی که فقط «سود» می‌خواهد.

این نمایش را حتماً ببینید، اما انتظار گریستن یا خندیدنِ ساده نداشته باشید. انتظار داشته باشید با دستانی لرزان و ذهنی پرسش‌گر از سالن بیرون بیایید - درست شبیه خودِ زنبورهای کارگر.

 

ویدیو ها و عکس ها
media
media
media
media
media
media
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

09122****98

بازی خانم حیدریان را خیلی پسندیدم. در کل اجرا و کارگردانی عالی بود . طراحی لباس خوب بود و متن نمایش هم در خور توجه بود. تماشای این نمایش را به دوستداران نمایش های خاص به شدت پیشنهاد می کنم.