«مده آ»؛ زنی که به خاطر عشق، خانواده و سرزمین‌اش را ترک کرده و به یونان آمده است، حالا با خیانت همسرش روبه‌رو می‌شود...

اطلاعات
عوامل

aks

حمید رضا نعیمی

نویسنده

کارگردان

با صدای

aks

شیدا منوچهری ‌نائینی

تهیه کننده

aks

کاوه عیدی

آهنگساز

تنظیم کننده موسیقی

نوازنده

aks

سحر لطفی

خواننده

aks

علی رحمانی

میکس و مسترینگ موسیقی

تنظیم کننده موسیقی

aks

حسین کشوری

نوازنده

aks

سینا ییلاق بیگی

طراح صحنه

aks

شقایق منوچهری

طراح لباس

aks

محمد رضا رحمتی

طراح نور

aks

نیلوفر نقیب ‌ساداتی

طراح نور

aks

بهاره اسدی

طراح گریم

aks

مصطفی شب خوان

طراح حرکت

aks

مهر ناز نوروزیان

طراح حرکت

aks

پندار جمالیان

طراح گرافیک

aks

کهرام تاراج

دستیار کارگردان

aks

زهرا پور رضا خامنه

منشی صحنه

aks

بیژن نصرتی

مدیر صحنه

aks

نیلای کائدی

مشاور طراح لباس

aks

حمید رضا ‌ صابری

دستیار طراح صحنه

aks

ساشا شایان

دستیار صحنه

aks

آندیا اسلامی

دستیار نور

aks

یگانه نورا‌یی

دستیار نور

aks

علی حسن زاده

دستیار نور

aks

مریم عشقی

مجری گریم

aks

پدرام محمدی

دیجیتال مارکتینگ

aks

شاهین آزما

عکاس

مدیر تبلیغات

aks

مریم پرهیز کار

حسابدار

aks

امیر خسرو مرادیان

ساخت تیزر

aks

حسین شکوهی

ساخت تیزر

aks

آوا شعاعی

مدیر روابط عمومی

aks

بهاره صباحی

عکاس

aks

مهدی عابدی

ساخت دکور

aks

هادی عابدی

ساخت دکور

aks

صبا ‌ صبحی

ساخت دکور

aks

مهدیس بیدی

ساخت دکور

aks

نگار محمدی

دوخت لباس

author

نویسنده: معصومه یوسفی

1405/06/10

مده‌آ؛ وقتی عشق، از پناهگاه به میدان انتقام بدل می‌شود

«مده‌آ» حمیدرضا نعیمی، بازخوانی درامی است کهن و همچنان تکان‌دهنده؛ روایتی درباره زنی که برای عشق، خانواده و سرزمین خود را پشت سر گذاشته و به یونان آمده است، اما اکنون در برابر خیانت جیسون، همسرش، با فروپاشی تمام آن چیزی روبه‌رو می‌شود که زندگی‌اش را بر پایه آن بنا کرده بود. جیسون در آستانه ازدواجی تازه است و مده‌آ، در روزی که قرار است برای دیگری جشن گرفته شود، به تصمیمی هولناک و بازگشت‌ناپذیر نزدیک می‌شود.

نعیمی در این اجرا، مده‌آ را صرفاً هیولایی انتقام‌جو یا قربانی بی‌پناه نشان نمی‌دهد. او زنی را به صحنه می‌آورد که میان عشق ازدست‌رفته، غرور زخمی، مادری، بیگانگی و میل به دیده‌شدن گرفتار شده است. همین پیچیدگی، نمایش را از بازگویی ساده یک افسانه مشهور فراتر می‌برد.

طراحی صحنه

سالن استاد سمندریان ایرانشهر، با ظرفیت و مقیاس نسبتاً نزدیک خود، امکان مواجهه‌ای بی‌واسطه میان بازیگر و تماشاگر فراهم می‌کند؛ امکانی که برای اجرای «مده‌آ» اهمیت اساسی دارد. طراحی صحنه، بر عناصر محدود اما معنادار استوار است: فضایی خالی یا نیمه‌خالی، چند نشانه از خانه‌ای که دیگر امنیت ندارد و مرزی نامرئی میان خلوت مده‌آ و جهان بیرون.

در این اجرایی، فقدان دکور پرزرق‌وبرق به نفع متن عمل می‌کند. سطح صحنه می‌تواند هم‌زمان خانه، تبعیدگاه و میدان محاکمه است. هرچه اشیای صحنه کمتر هستند، وزن بدن بازیگر، فاصله او با تماشاگر و سکوت‌هایش بیشتر دیده می‌شود. این رویکرد با جهان مده‌آ سازگار است: جهانی که در آن همه چیز از دست رفته، جز تصمیمی که هنوز به اجرا درنیامده است.

طراحی نور

نور در این نمایش، بیش از آن‌که صرفاً فضا را روشن کند، وضعیت روانی شخصیت را مرزبندی می‌کند. نورهای محدود و متمرکز، به‌ویژه در لحظات اعتراف یا رویارویی، می‌توانند مده‌آ را در جزیره‌ای دیداری محصور کنند؛ گویی او در تمام مدت در معرض قضاوت است، اما هیچ‌کس واقعاً به او دسترسی ندارد.

تغییر تدریجی دمای رنگ نیز برای این درام کارکردی مؤثر دارد. گرمای ابتدایی نور، یادآور خاطره عشق و خانه‌ای ازدست‌رفته، هرچه نمایش پیش می‌رود جای خود را به سفیدی سرد و بی‌رحمی می‌دهد که بیشتر به فضای بازجویی شباهت دارد تا خانه. سایه‌ها در اینجا تزئینی نیستند؛ بخشی از معماری اخلاقی نمایش‌اند. مده‌آ نه‌فقط در تاریکی صحنه، بلکه در تاریکی تصمیم خود نیز فرو می‌رود.

صدا و موسیقی

حضور حمیدرضا نعیمی در جایگاه «صدا»، به نمایش کیفیتی دوگانه می‌بخشد. صدا می‌تواند هم نقش جیسون را تداعی کند و هم پژواک جهان بیرونی باشد؛ جهانی که درباره مده‌آ حکم می‌دهد، اما درد او را نمی‌شنود. این انتخاب، اگر با پرهیز از اغراق اجرا شده باشد، به‌جای آن‌که شخصیت مرد را به حضوری مستقل بدل کند، بر تنهایی زن می‌افزاید.

در چنین ساختاری، سکوت‌ها به اندازه دیالوگ‌ها اهمیت دارند. مکث‌های طولانی، صدای قدم‌ها، کشیده‌شدن یک شیء روی کف صحنه یا حتی فاصله میان دو جمله، می‌تواند اضطراب را به جسمی محسوس تبدیل کند. موسیقی نیز، اگر کمینه‌گرا و کنترل‌شده باشد، نباید احساسات تماشاگر را به زور هدایت کند؛ وظیفه‌اش بیشتر ساختن فضای تهدید است تا اعلام آن.

بازیگران

ریحانه رضی و بهار نوحیان در نقش مده‌آ، هرکدام می‌توانند دو قرائت متفاوت از یک زخم واحد ارائه دهند. این تقسیم نقش، مده‌آ را از یک شخصیت ثابت و تک‌صدایی جدا می‌کند و او را به مجموعه‌ای از تناقض‌ها بدل می‌سازد: زنی عاشق و خشمگین، مادری دلبسته و انسانی در آستانه گسستن، بیگانه‌ای که می‌خواهد مالک سرنوشت خویش باشد.

چالش اصلی این نقش، پرهیز از فریادهای پی‌درپی است. مده‌آ زمانی هولناک‌تر می‌شود که خشمش را پنهان می‌کند، نه هنگامی که فقط آن را به نمایش می‌گذارد. بازی موفق باید در لرزش کوچک دست، تغییر ریتم تنفس یا مکثی پیش از یک جمله آشکار شود. اگر لحظات انفجاری بر پایه چنین جزئیاتی بنا شده باشند، تصمیم نهایی شخصیت نه یک شوک بیرونی، بلکه نتیجه منطقی فرسایش تدریجی او خواهد بود.

تحلیل محتوا

قدرت اخلاقی نمایش در این است که تماشاگر را وادار نمی‌کند به‌سرعت مده‌آ را محکوم یا تبرئه کند. اثر از ما می‌پرسد عشق، هنگامی که با مالکیت اشتباه گرفته شود، چه بر سر انسان می‌آورد؟ فداکاری، اگر هرگز دیده و قدردانی نشود، آیا به رنجی خاموش تبدیل نمی‌شود؟ و آیا خیانت فقط شکستن یک پیمان است یا نابودکردن تصویری که انسان از خودش ساخته است؟

مده‌آ قربانی تنهایی مدرن نیز هست؛ زنی که در میان جمع زندگی می‌کند، اما هیچ‌کس زبان او را نمی‌فهمد. تصمیم هولناک او قابل دفاع نیست، اما قابل فهم است؛ و همین فاصله میان فهمیدن و پذیرفتن، نمایش را از موعظه اخلاقی نجات می‌دهد.

نتیجه‌گیری

«مده‌آ» حمیدرضا نعیمی، بیش از آن‌که درباره انتقام باشد، درباره لحظه‌ای است که انسان دیگر خود را در زندگی خویش بازنمی‌شناسد. اجرای اثر، با تکیه بر فضای فشرده سالن استاد سمندریان، صدای بیرونی و حضور سنگین بازیگر، می‌تواند تماشاگر را نه در برابر یک افسانه دور، بلکه روبه‌روی زخمی انسانی و امروزی قرار دهد.

این نمایش پاسخ آسانی عرضه نمی‌کند؛ و ارزشش دقیقاً در همین امتناع است. پس از پایان، آنچه باقی می‌ماند نه فقط تصویر مده‌آ، بلکه پرسشی دشوار است: وقتی عشق از میان می‌رود، چه چیزی در انسان باقی می‌ماند؛ بخشش، عزت‌نفس یا میل به نابودی؟

 

/
ویدیو ها و عکس ها
media
media
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

09122****98

امشب «مده‌آ»ی استاد حمیدرضا نعیمی را دیدم؛ اجرایی که برای من بیش از بازخوانی یک تراژدی کلاسیک، مواجهه‌ای دوباره با رنج، عشق، خیانت و تاریکی انسان بود. بازی‌های درخشان خانوم ها بهار نوحیان و ریحانه رضی و موسیقی زنده، آواز و حرکت‌های فرمالیستی همگی جهانی ساخته بودند که گاهی بیشتر از کلام، با روح تماشاگر حرف می‌زد. استاد عزیزم، دیدن این اثر برای من یادآور همان چیزی بود که همیشه از تئاتر آموخته‌ام: هنر، قرار نیست فقط پاسخ بدهد؛ گاهی باید پرسشی در ما باقی بگذارد. به احترام سال‌ها آموختن و آفرینش، دست‌مریزاد استاد. بیشتر از اینها از نظم و دقت و ظرافت در اجرا لذت بردم مانا و برقرار باشید ✌🏻✨