«مادر کیو»؛ وقتی یک سنگ ریزه به داخل آب برکه می افتد آرامش و سکون برکه از بین می رود و آن زن، خود قانونی بود برای شکستن تمام قوانین...

اطلاعات
author

نویسنده: معصومه یوسفی

1405/06/22

وقتی سنگ‌ریزه، سکونِ برکه را به هم می‌زند

نگاهی به نمایش «مادر کیو» به نویسندگی و کارگردانی محمد متین اوجانی

درآمد؛ آشوبی که از دل سکون می‌آید

«مادر کیو» با تصویری ساده اما استعاری آغاز می‌شود: سنگ‌ریزه‌ای که به آب برکه می‌افتد و نظم ظاهراً آرام آن را بر هم می‌زند. در این نمایش، آن سنگ‌ریزه یک زن است؛ زنی که فقط در برابر قانون نمی‌ایستد، بلکه خود به قانونی تازه برای شکستن تمام قوانین تبدیل می‌شود. همین ایده، جهان نمایش را از یک روایت صرفاً داستانی فراتر می‌برد و آن را به مطالعه‌ای درباره قدرت، تنهایی، میل به رهایی و هزینه‌ای که انسان برای متفاوت بودن می‌پردازد، تبدیل می‌کند.

کارگردانی؛ حرکت میان افسانه و واقعیت

محمد متین اوجانی در مقام نویسنده و کارگردان، به‌جای بازسازی واقع‌گرایانه یک جهان مشخص، فضایی نمادین و آیینی می‌سازد. شخصیت‌ها بیش از آن‌که فقط آدم‌هایی با گذشته و شناسنامه باشند، نمایندگان نیروهایی متضاد هستند: نظم و شورش، اطاعت و انتخاب، ترس و جسارت. استفاده از گروه‌های انسانی، صف‌بندی‌های قرینه و حرکت‌های هماهنگ، به نمایش کیفیتی شبیه مراسمی افسانه‌ای می‌دهد؛ گویی تماشاگر وارد سرزمینی شده است که در آن، هر حرکت بدن معنایی پنهان دارد.

نقطه قوت کارگردانی، اعتماد به تصویر و بدن بازیگر است. بااین‌حال، این رویکرد در برخی لحظه‌ها می‌تواند خطر یکنواختی ایجاد کند؛ زیرا وقتی همه‌چیز در سطح نماد باقی بماند، شخصیت‌ها ممکن است از گوشت و خون فاصله بگیرند. نمایش هرچه شخص به لحظه‌های شخصی، مکث‌های انسانی و تناقض‌های درونی شخصیت اصلی نزدیک شود، اثرگذاری آن نیز افزایش می‌یابد.

طراحی صحنه؛ خلأیی که جهان می‌سازد

در تصاویر و فضای اجرایی «مادر کیو»، صحنه عمدتاً بر زمینه‌ای سیاه و خلوت استوار است. این انتخاب، تصمیمی هوشمندانه به نظر می‌رسد؛ زیرا نبودِ دکور سنگین، تمرکز را بر بدن‌ها، رنگ لباس‌ها و ترکیب‌بندی گروهی می‌گذارد. صحنه خالی، هم‌زمان می‌تواند میدان نبرد، حیاط یک قصر، برکه‌ای خاموش یا ذهنی گرفتار باشد. این انعطاف‌پذیری، با جهان نمادین نمایش تناسب دارد.

در چنین اجرایی، میزانسن اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. فاصله میان بازیگران، ارتفاع بدن‌ها، قرار گرفتن شخصیت‌ها در مرکز یا حاشیه و تغییر آرایش گروه، به‌جای دیوار و میز و صندلی، نقش دکور را ایفا می‌کند. البته این شیوه زمانی موفق است که گذار میان میزانسن‌ها دقیق و دارای منطق درونی باشد؛ در غیر این صورت، تصویرهای زیبا ممکن است به تابلوهایی جدا از مسیر درام تبدیل شوند.

طراحی لباس و چهره‌پردازی؛ رنگ‌هایی با کارکرد دراماتیک

یکی از چشمگیرترین عناصر نمایش، طراحی لباس است. لباس‌های نارنجی گروه مردان، در برابر پس‌زمینه سیاه، حضوری تهاجمی و پرانرژی دارند؛ رنگی که می‌تواند هم‌زمان نشانه خشونت، شور زندگی و اسارت در یک نظام بسته باشد. نوارهای سفید روی سر و پوشش‌های یکدست، فردیت را محدود می‌کنند و شخصیت‌ها را به بخشی از یک جمع تبدیل می‌سازند.

در مقابل، لباس‌های رنگارنگ شخصیت‌های دیگر—از قرمز و زرد تا صورتی و سبز—به جهان نمایش کیفیتی اسطوره‌ای و شرقی می‌دهد. بادبزن‌ها، عصا و پوشش‌های بلند نیز بیش از آن‌که صرفاً تزئینی باشند، به ساختن هویت‌های نمایشی کمک می‌کنند. با این همه، بهتر است در مسیر اجرا، برای هر شخصیت نشانه‌ای متمایزتر طراحی شود تا تفاوت‌های درونی آنان فقط به رنگ و فرم لباس وابسته نماند.

نور و صدا؛ ساختن ضربان اضطراب

نورپردازی این اجرایی، بر تضاد میان تاریکی صحنه و لکه‌های روشن متمرکز است. نورهای متمرکز می‌توانند شخصیت اصلی را در لحظه‌های طغیان از جمع جدا کنند و دوباره او را در تاریکی گروه حل سازند. این جابه‌جایی میان دیده‌شدن و پنهان‌ماندن، با مضمون تنهایی و میل به رهایی هماهنگ است.

در طراحی صوتی نیز، سکوت اهمیت ویژه‌ای دارد. ضرباهنگ‌های کوبه‌ای، صدای قدم‌ها و مکث‌های طولانی می‌توانند فضای آیینی نمایش را تقویت کنند؛ اما صدا نباید صرفاً برای پر کردن خلأ صحنه به کار رود. بهترین لحظه‌ها زمانی شکل می‌گیرند که سکوت، پیش از یک انفجار عاطفی یا حرکت جمعی، به تماشاگر فرصت انتظار و اضطراب بدهد.

بازیگران؛ توان جمعی و ضرورت تمایز فردی

فهرست بازیگران «مادر کیو» از گروهی پرشمار تشکیل شده است: محسن زرآبادی‌پور، محمدهادی عطایی، روناک برخوردار، ندا مقصودی، سعید یاری، مهدیار احمدی، رضا جمشیدی، فرهاد شهریزی، سجاد حسین‌زاده، مهدی قاسمی‌درویش و فرنام موهبتی. نقطه قوت این گروه، انرژی جمعی و توانایی ساختن تصویرهای هماهنگ است. بدن‌ها در این اجرا فقط حامل دیالوگ نیستند؛ خود به زبان بدل می‌شوند.

بااین‌حال، در اجرای  گروه‌محور مادر کیو، خطر گم شدن فردیت بازیگران همیشه وجود دارد. برای آن‌که کشمکش اصلی تأثیر بیشتری بگذارد، لازم است رابطه شخصیت محوری با هر یک از افراد پیرامونش به‌روشنی قابل لمس باشد. تماشاگر باید بداند هرکس از این زن چه می‌خواهد، از چه می‌ترسد و چرا در برابر او می‌ایستد یا به سویش کشیده می‌شود.

مضمون؛ زن به‌مثابه نیروی تغییر

«مادر کیو» در بنیادی‌ترین سطح، درباره زنی است که نمی‌پذیرد جهان همان‌گونه بماند که به او تحمیل شده است. این زن را می‌توان شورشی، نجات‌دهنده، تهدید یا حتی قربانی دانست؛ را در آن دارد که او را به که او را به یک پاسخ ساده تقلیل نمی‌دهد. او هم‌زمان می‌تواند عامل آزادی و منشأ آشوب باشد.

اثر، بدون نیاز به تفسیرهای مستقیم و بیرونی، درباره تجربه‌ای جهان‌شمول سخن می‌گوید: لحظه‌ای که انسان میان امنیتِ اطاعت و خطرِ انتخاب، ناچار به تصمیم می‌شود. در این معنا، «مادر کیو» درباره عشق، فداکاری، طمع، ترس از تنهایی و میل عمیق انسان به دیده شدن است.

نتیجه‌گیری

«مادر کیو» نمایشی است متکی بر تصویر، رنگ، بدن و نیروی جمعی بازیگران؛ اجرایی که می‌کوشد از دل یک جهان افسانه‌ای، پرسشی کاملاً انسانی بیرون بکشد: اگر سکون، شکل دیگری از اسارت باشد، چه کسی جرئت می‌کند نخستین سنگ را به آب بیندازد؟

محمد متین اوجانی در عمارت نوفل‌لوشاتو، جهانی دیداری و نمادین ساخته است که در آن، حتی یک حرکت دست یا تغییر صف می‌تواند معنایی دراماتیک پیدا کند. ضعف احتمالی اثر، در فاصله گرفتن برخی شخصیت‌ها از پیچیدگی روانی و غلبه گاه‌به‌گاه فرم بر درام است؛ اما انرژی اجرایی، طراحی لباس و جسارت در ساختن یک فضای آیینی، «مادر کیو» را به تجربه‌ای قابل تأمل تبدیل می‌کند. نمایش یادآوری می‌کند که گاهی برای نجات انسان از برکه‌ای بی‌حرکت، باید نخست آرامش آن را برهم زد.

 

/
ویدیو ها و عکس ها
media
media
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.