«غیر مستقیم»؛ گناه من فقط این بود که یه زن بودم تو این مملکت…

اطلاعات
author

نویسنده: معصومه یوسفی

1405/07/14

وقتی زن‌بودن به اتهام تبدیل می‌شود

درباره تنهایی، حذف و میل به دیده‌شدن

در این اجرا، نام نمایش بیش از آن‌که یک عنوان باشد، همچون نشانی است که آرام‌آرام بر پیشانی شخصیت اصلی حک می‌شود؛ زنی که گناهش نه در کنشی مجرمانه، بلکه در صرفِ زن‌بودن خلاصه شده است. جمله‌ی محوری اثر ــ «گناه من فقط این بود که یه زن بودم تو این مملکت…» ــ از همان ابتدا افق معنایی نمایش را روشن می‌کند، اما اجرا در پی آن نیست که این جمله را به یک شعار مستقیم تقلیل دهد. آنچه اهمیت دارد، تجربه‌ی زیسته‌ی زنی است که در میان نگاه دیگران، خاطره، ترس و نیاز به رهایی، هویت خود را جست‌وجو می‌کند.

سجاد داغستانی در مقام نویسنده، متنی نوشته است که بیش از حادثه‌پردازی، بر وضعیت روانی شخصیت‌ها تکیه دارد. درام از دل سکوت‌ها، مکث‌ها و جمله‌هایی شکل می‌گیرد که گاه دیر گفته می‌شوند یا اساساً امکان گفته‌شدن پیدا نمی‌کنند. دراماتورژی فرهنگ روشنی نیز کوشیده است این مواد خام را برای صحنه‌ای کوچک و فشرده آماده کند؛ صحنه‌ای که در آن هر حرکت، هر تغییر نور و هر فاصله‌ی میان دو بازیگر می‌تواند معنایی مستقل پیدا کند.

کارگردانی و میزانسن

فرشید برقی در مقام کارگردان، جهان اجرا را بر پایه‌ی تقابل بنا کرده است: سفیدی و سیاهی، نور سرد و نور سرخ، ایستادن و فروپاشیدن، حضور و محوشدن. میزانسن‌ها عموماً از منطق واقع‌گرایی روزمره فاصله می‌گیرند و به سمت تصویرهای ذهنی و نمادین حرکت می‌کنند. شخصیت‌ها تنها در یک مکان مشخص زندگی نمی‌کنند؛ گویی در فضایی میان اتاق، بازداشتگاه، بیمارستان و خاطره گرفتار شده‌اند.

این ابهام مکانی، در بخش‌هایی به نفع نمایش عمل می‌کند. تماشاگر ناچار است جای خالی اطلاعات را با تجربه‌ی شخصی خود پر کند. بااین‌حال، در نیمه‌هایی از اجرا، تکرار برخی الگوهای حرکتی و سکوت‌های طولانی، ریتم درام را کند می‌کند. سکوت، زمانی اثرگذار است که در برابر آن، انتظار یا تهدیدی شکل گرفته باشد؛ اما هر سکوتی الزاماً عمق نمی‌آفریند. اجرای برقی در لحظات پرتنش موفق‌تر از بخش‌هایی است که می‌کوشد اندوه را صرفاً با مکث و نگاه منتقل کند.

طراحی صحنه

طراحی صحنه، با توجه به ظرفیت محدود سالن سوم خانه نمایش مهرگان، بر کمینه‌گرایی استوار است. فضای اجرا ظاهراً با دیوارهایی تیره و عریان شکل گرفته؛ دیوارهایی که بیش از آن‌که پس‌زمینه باشند، همچون سطحی برای انعکاس ترس و انزوا عمل می‌کنند. یک میز یا نیمکت سفید در مرکز یا پیش‌زمینه‌ی صحنه، تنها عنصر برجسته‌ی دکور است؛ عنصری که می‌تواند هم‌زمان یادآور تخت، میز بازجویی، مرز، یا حتی سکویی برای دیده‌شدن باشد.

این شیء سفید در برابر زمینه‌ی آبی و سیاه، نقشی فراتر از یک وسیله‌ی کاربردی دارد. شخصیت زن گاهی پشت آن پنهان می‌شود، گاهی به آن تکیه می‌دهد و گاهی با گسترش پارچه‌ی لباسش، مرزهای آن را از میان می‌برد. طراحی صحنه در اینجا به‌درستی از شلوغی پرهیز کرده است؛ زیرا درامی که موضوعش حذف و خفگی است، به فضای خالی بیش از دکورهای توضیح‌دهنده نیاز دارد.

طراحی نور

نورپردازی یکی از منسجم‌ترین عناصر اجرایی است. نور آبیِ سرد، فضای صحنه را از گرمای انسانی تهی می‌کند و حس فاصله، مراقبت و بی‌پناهی می‌سازد. در مقابل، نور قرمز در لحظات بحرانی ظاهر می‌شود؛ نه صرفاً به‌عنوان نشانه‌ی خشونت، بلکه همچون رنگی برای شرم، اضطراب و خاطره‌ای که هنوز از بین نرفته است.

در یکی از صحنه های اصلی اجرا، چهره‌ی زن در نور سرخ نیمه‌پنهان است. این نور، صورت را از حالت آشنای انسانی خارج نمی‌کند، اما اجازه نمی‌دهد تماشاگر به‌سادگی آن را بخواند. چهره هم‌زمان نزدیک و دور، معصوم و متهم به نظر می‌رسد. در صحنه‌های آبی، سایه‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. سایه‌ی بدن‌ها روی دیوار کشیده می‌شود و گویی زندگی شخصیت‌ها از خودشان بزرگ‌تر و سنگین‌تر شده است.

بااین‌حال، تکیه‌ی مداوم بر دوگانه‌ی آبی و قرمز ممکن است در برخی لحظات قابل پیش‌بینی شود. نورپردازی زمانی بیشترین قدرت را دارد که تغییر آن از دل کنش دراماتیک بجوشد، نه آن‌که صرفاً پیشاپیش اعلام کند اکنون باید منتظر بحران باشیم.

بازیگران

فرهنگ روشنی، الناز وکیلی، سجاد حسین‌پور، محدثه سفاری، شهریار نیک‌پیکران و مهسا افتخاری، هرکدام در ساختن این جهان سهمی دارند؛ اما مرکز ثقل اجرا، شخصیت زن است. بازی او بر پایه‌ی فروخوردگی شکل گرفته است. بدنش اغلب پیش از زبانش واکنش نشان می‌دهد: شانه‌هایی که جمع می‌شوند، دست‌هایی که بی‌قرار می‌مانند و نگاهی که گاه از تماشاگر عبور می‌کند و به جایی دورتر خیره می‌شود.

بازی مردِ پوشیده در لباس آبی، حال‌وهوایی دوگانه دارد. او می‌تواند هم نشانه‌ی اقتدار باشد و هم انسانی زخمی که خود در چرخه‌ی خشونت و ناتوانی گرفتار شده است. این ابهام به نقش عمق می‌دهد، هرچند در بعضی لحظات، بیان مستقیم دیالوگ‌ها از پیچیدگی بدنی بازی عقب می‌ماند.

نکته‌ی مهم این است که بازیگران نمایش هر پنج شب تغییر می‌کنند. این تصمیم می‌تواند جذابیت ویژه‌ای به اجرا بدهد، اما هم‌زمان خطر ازهم‌گسیختگی لحن و ریتم را نیز به همراه دارد. هر گروه بازیگران باید میان برداشت شخصی خود از نقش و استخوان‌بندی مشترک اجرا تعادل ایجاد کند. در چنین ساختاری، هماهنگی کارگردان با بازیگران اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا کوچک‌ترین تفاوت در میزان مکث، شدت بیان یا رابطه‌ی بدنی، معنای صحنه را تغییر می‌دهد.

تحلیل محتوا

نمایش در سطح نخست درباره‌ی زن‌بودن در جهانی است که هویت فرد را پیشاپیش تعریف می‌کند؛ اما ارزش آن در این است که به این موضوع محدود نمی‌ماند. اثر درباره‌ی تنهایی انسانی نیز هست: تنهایی کسی که دیده می‌شود، اما فهمیده نمی‌شود؛ کسی که از او انتظار سکوت می‌رود، اما درونش پر از صداست.

در این جهان، فداکاری همیشه فضیلتی پاک و بی‌هزینه نیست. گاهی انسان برای حفظ دیگری، خود را حذف می‌کند و بعد درمی‌یابد که هیچ‌کس جای خالی او را ندیده است. عشق نیز در نمایش، نه پناهگاهی کامل، بلکه نیرویی شکننده است؛ چیزی که می‌تواند نجات‌بخش باشد و هم‌زمان، زمینه‌ی وابستگی و فرسودگی را فراهم کند. طمع، ترس و میل به کنترل نیز بیشتر در رفتارها حضور دارند تا در سخنرانی‌های مستقیم. همین امر، اثر را از بیانیه‌خوانی دور می‌کند.

نتیجه‌گیری

این اجرا بیش از آن‌که پاسخ بدهد، زخمی را روی صحنه باز نگه می‌دارد؛ زخمی که به یک شخصیت یا یک موقعیت خاص محدود نیست. نقطه‌ی قوت آن در تصویرسازی، نورپردازی و ساختن فضایی فشرده و خفه‌کننده است. نقطه‌ی ضعفش نیز در جاهایی پدیدار می‌شود که به‌جای اعتماد به کنش و بازی، به تکرار مکث‌ها و نشانه‌های نمادین تکیه می‌کند.

بااین‌حال، حاصل کار فرشید برقی و گروهش اجرایی است که تماشاگر را با یک پرسش اخلاقی بدرقه می‌کند: وقتی جامعه پیش از شنیدن صدای یک انسان، درباره‌اش حکم می‌دهد، سهم ما در این خاموشی چیست؟ پاسخ نمایش ساده نیست؛ و همین ناتمامی، مهم‌ترین دلیل ماندگاری آن است.

/
ویدیو ها و عکس ها
media
media
media
media
media
media
media
media
media
media
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

09122****98

تئاتری بسیار عالی و کامل، در ابعاد مختلفی مثل سناریو، بازیگری و انتقال حس و انتقال پیام این نمایش. خوشحالم از دیدن این نمایش شما فوق العاده هستید. موفق باشید عزیزان🌹