ava
ورود و پخش

«ماهی بلژیکی‌»؛ داستانِ برخورد تصادفی یک مردِ تنها و یک دخترِ مرموز است؛ دو غریبه که ناچار می‌شوند مدتی کنار هم بمانند و آرام آرام مرزهای ترس، مراقبت و حقیقت در بین‌شان فرو می‌ریزد....

اطلاعات
author

نویسنده: معصومه یوسفی 

1404/09/29

نگاه فنی و بصری

ورود به سالنِ پردیس تئاتر و موسیقی دکُر در شبِ اجرای «ماهی بلژیکی» تماشاگر را به فضایی نیمه ‌سورئال و در عین حال ملموس می‌برد. آروند دشت ‌آرای دکوری کم ‌پیرایه اما دقیق برپا کرده است: یک مخزن شیشه‌ای کوچک در مرکز صحنه که نورِ سردِ آبی از زیر آن می‌تابد، چند صندلی پراکنده و قاب‌هایی که بازتابِ نور را به‌صورتِ لکه‌هایی متحرک روی دیوار می‌سازند؛ این انتخابِ بصری، شفافیت و شکستِ تصویر را هم‌زمان به نمایش می‌گذارد.

نورپردازی کارکردِ روایی دارد؛ از «حوضِ نور»ی آبی برای سکانس‌های تأملی تا نورِ کناریِ گرم که در لحظاتِ مواجهه چهره‌ها را تراش می‌دهد. طراح نور با استفاده از گِیبوها و فیلترهای رنگی، حسِ زیرآبی و انعکاس را به‌خوبی منتقل می‌کند و سایه‌ها را به عنصرِ معنایی بدل می‌سازد.

صداپردازی یکی از نقاط قوت اجراست: صدای ملایمِ آب، پژواکِ دوردستِ شهری و گاهِ ضربانِ قلبِ مصنوعی، سکوت‌ها را فعال می‌کند و ریتمِ درونی نمایش را می‌سازد. موسیقیِ زینتی کم است؛ به‌جای آن، اصواتِ محیطی و افکت‌های دقیق—صدای شیشه، خش‌خش کاغذ، نفس‌های نزدیک—به‌عنوان لایه‌هایی از حافظه عمل می‌کنند و تماشاگر را به شنیدنِ جزئیات دعوت می‌کنند. طراحی حرکتِ بازیگران ساده اما حساب ‌شده است؛ حرکاتِ آهسته و دقیق، گاه با تکرارِ ریتمیک، حسِ تکرارِ خاطره را تقویت می‌کند.

نگاه محتوایی و دراماتیک

متنِ لئونور کنفینو در «ماهی بلژیکی» بیش از آنکه داستانی خطی روایت کند، یک مدیتیشنِ زبانی و عاطفی است بر موضوعاتِ هویتی:  تنهایی، تعلق، زبانِ مشترک و حافظه . دشت‌آرای این متن را به‌عنوان یک گفت‌وگوی دوگانه میان دو تنِ تنها بازآفرینی می‌کند؛ دو نفری که هر یک با خاطره‌ای متفاوت از دیگری روبه ‌رو می‌شوند و تلاش می‌کنند معنا را در میانِ شکست‌ها و بازتاب‌ها بیابند.

کاظم سیاحی در نقشِ مردی که به‌ظاهر محکم اما  از درون شکننده است، بازی‌ای متین و دقیق ارائه می‌دهد؛ او با کنترلِ نفس و تغییراتِ اندکِ بدن، فروپاشیِ درونی را باورپذیر می‌سازد. طاهره هزاوه در نقشِ زنِ مقابل، با لحنِ موسیقایی و نگاه‌های نافذ، ترکیبی از مقاومت و آسیب‌پذیری را به نمایش می‌گذارد؛ دیالوگ‌های او گاه به شعر نزدیک می‌شوند و بارِ نمادینِ بسیاری از سکانس‌ها را به دوش می‌کشند. تعاملِ این دو بازیگر—از سکوت‌های طولانی تا انفجارهای لحظه‌ای—شبکه‌ای از وفاداری، پنهان ‌کاری و امیدِ شکست‌خورده می‌سازد.

نمایش با نمادهایی چون مخزنِ شیشه‌ای، انعکاسِ نور و تکرارِ اشیاء، پرسش‌هایی دربارهٔ قیمتِ حقیقت‌گویی و امکانِ بازسازیِ خود پس از از دست‌ دادن مطرح می‌کند. این نمادها اغلب مؤثر و در خدمتِ پرسش‌اند، اما گاهی به سمتِ ایماژِ بیش‌ازحد میل می‌کنند؛ در چنین لحظاتی، مخاطب ممکن است از وضوحِ انگیزه‌های روان‌شناختی فاصله بگیرد و به‌جای همذات ‌پنداری، در تفسیرِ نمادها گرفتار شود.

جمع‌بندی و نقد نهایی

«ماهی بلژیکی» نمایشی است که بیش از هر چیز بر تجربهٔ حسی و تأملِ درونی تکیه دارد. نقاط قوتِ اجرا در انسجامِ بصری، طراحیِ صوتیِ دقیق و دو بازیِ مرکزیِ قوی نهفته است؛ جایی که هر سکوت و هر بازتابِ نور معنایی فراتر از خود می‌یابد. آروند دشت ‌آرای توانسته است با حداقلِ وسایل، فضایی بسازد که حافظه و هویت را به‌ صورتِ ملموس بازنمایی کند و تماشاگر را به شنیدنِ حرف‌های نگفته وادار ‌سازد.

در عین حال، نمایش گاه از ریتمِ کند رنج می‌برد؛ طولانی ‌شدنِ مونولوگ‌ها و تکرارِ ایماژها در نیمهٔ دوم، ضربِ دراماتیک را تضعیف می‌کند و نیاز به فشرده‌سازیِ دراماتیک در برخی گذارها احساس می‌شود. همچنین، اگرچه زبانِ شعریِ متن جذاب است، در برخی لحظات انگیزه‌های درونیِ شخصیت‌ها می‌توانست شفاف ‌تر شود تا همذات ‌پنداریِ مخاطب تسهیل گردد.

در مجموع، «ماهی بلژیکی» برای تماشاگرانی که از تئاترِ تأملی و شاعرانه لذت می‌برند و آماده‌اند در برابر سکوت‌ها و نمادها تأمل کنند، تجربه‌ای ارزشمند و به ‌یادماندنی است؛ اجرایی که با دقتِ فنی و صداقتِ بازی‌ها، پرسش‌هایی انسانی دربارهٔ تعلق و تنهایی را پیش می‌نهد.

ویدیو ها و عکس ها
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

09122****98

نمایشی پرمعنا و از هر جهت زیبا: اجرای دو نقش آفرین آن، دکور، نور، صدا، سالن و عوامل اجرایی.. خسته نباشید به تمامی دست اندرکاران، کارگردان خوش ذوق و بازیگران این نمایش زیبا.. پیشنهاد می شود..