ava
ورود و پخش

«جشن»؛ الان ما واقعا جواب صاحبخونه رو چی بدیم؟

اطلاعات
author

نویسنده: معصومه یوسفی 

1404/10/09

نگاه فنی و بصری

تماشاخانه ملک، با صحنه‌ای جمع‌وجور و تماشاگرانی نزدیک به بازیگران، فضایی فراهم می‌آورد که هر حرکت و هر نفس روی صحنه را به‌سرعت به مخاطب منتقل می‌کند؛ کیمیا نصیری این نزدیکی را به‌خوبی به کار گرفته است. دکور «جشن» از مصالح ساده اما معنادار ساخته شده: میز گردی که در مرکز قرار دارد، چند صندلی با پوشش پارچه‌ای کهنه و یک آینهٔ قدی که در طول اجرا بارها موقعیت دید را تغییر می‌دهد. این آینه، نه فقط عنصر تزئینی، بلکه آینهٔ وجوه پنهان شخصیت‌هاست؛ گاه بازتابی از شادی مصنوعی و گاه انعکاسی از تنهاییِ پشت لبخندها.

نورپردازی اثر، یکی از دقیق‌ترین وجوه اجراست. نصیری و تیم نور با استفاده از چراغ‌های نقطه‌ای و فیلترهای گرم، لحظات جمعی را به صحنه‌ای تقریباً جشن‌گونه بدل می‌کنند؛ اما همین نورها در لحظات تنش، با کاهش شدت و کشیدن سایه‌ها، فضای صمیمیت را به فضایی متزلزل تبدیل می‌کنند. این بازی نور و سایه، به‌ویژه در سکانس‌های شام، حس دوگانهٔ «جشنِ بیرونی» و «بحرانِ درونی» را تقویت می‌کند.

موسیقی متن، انتخابی مینیمال و هوشمندانه دارد: قطعات کوتاه پیانو و گاهی سازهای زهی که به‌جای جلو بردن روایت، فضای عاطفی را شکل می‌دهند. صداگذاری نیز با جزئیات کوچک—صدای لیوان، باز و بسته شدن در، خنده‌های دورادور—به ایجاد بافتی واقعی کمک می‌کند. طراحی لباس و گریم، با رنگ‌های خاکی و بافت‌های ساده، بر واقع‌گرایی اجرا تأکید دارد و از اغراق‌های بصری پرهیز می‌کند؛ این تصمیم، تمرکز را به بازی و دیالوگ می‌کشاند و از نمایش تصویریِ صرف جلوگیری می‌کند.

نگاه محتوایی و دراماتیک

رسول کاهانی در «جشن» سراغ موضوعی آشنا می‌رود: گردهم‌آیی‌ای که بهانه‌ای برای آشکار شدن رازها و کشمکش‌های انسانی می‌شود. اما آن‌چه متن را متمایز می‌کند، نه پیچیدگی طرح، بلکه دقت در پرداخت شخصیت‌ها و تمرکز بر تضادهای اخلاقی است. نمایش پرسش‌هایی بنیادین را مطرح می‌کند: مرز میان صداقت و مصلحت چیست؟ چگونه مناسبات اجتماعی می‌تواند عشق را تحریف کند؟ و چه زمانی جشنِ بیرونی به پوششی برای زخم‌های پنهان بدل می‌شود؟

مجید نوروزی در نقش مرد میانیِ جمع، بازی‌ای متوازن ارائه می‌دهد؛ او توانسته است با کنترل ریتم گفتار و تغییرات میکرو-حالت‌های چهره، مردی را نشان دهد که زیر لبخندش بار تصمیمات دشوار سنگینی می‌کند. الهام اخوان، در نقش زنی که هم‌زمان امید و خشم را در خود دارد، با لحنی دقیق و نگاه‌هایی که گاه به سکوت می‌گراید، یکی از تأثیرگذارترین اجراها را ارائه می‌دهد. الیکا ناصری و عرفان ابراهیمی در نقش‌های مکمل، با جزئیات رفتاری و واکنش‌های لحظه‌ای، به ایجاد شبکه‌ای از روابط متقاطع کمک می‌کنند که هر کدام به‌نوبهٔ خود بار معنایی صحنه را افزایش می‌دهند.

دیالوگ‌ها اغلب طبیعی و در خدمت شخصیت‌اند؛ اما در برخی مقاطع، متن به سمت شعارزدگی یا کلیشهٔ اخلاقی میل می‌کند که ضربه‌ای به اصالت لحظه می‌زند. در عوض، لحظات سکوت و واکنش‌های غیرکلامی—نگاه، مکث، حرکت دست—بسیار قدرتمندتر عمل می‌کنند و نشان می‌دهند که نصیری در کارگردانی به زبان بدن و فضای میان کلمات اعتماد دارد.

جمع‌بندی و نقد نهایی

«جشن» نمایشی است که بیش از آن‌که بخواهد با پیچیدگی ساختاری مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، با صداقت اجرایی و تمرکز بر جزئیات انسانی تأثیر می‌گذارد. نقاط قوت اثر در هماهنگی میان طراحی صحنهٔ کم‌پیرایه، نورپردازی دقیق و بازی‌های درونی‌شدهٔ بازیگران نهفته است؛ ترکیبی که تماشاگر را به‌جای قضاوت سطحی، به تأمل دعوت می‌کند.

با این حال، چند نکته قابل توجه است: نخست، گاهی متن در میانهٔ اجرا به سمت بیان‌های کلیشه‌ای کشیده می‌شود که از شدت درونیِ موقعیت می‌کاهد؛ تلخیص یا بازنویسیِ گزینشی می‌توانست ضربِ دراماتیک را تیزتر کند. دوم، در برخی سکانس‌ها، موسیقی که قرار است فضا را حمایت کند، به‌طرز نامحسوسی از تمرکز روی بازیگران می‌کاهد و نیاز به تنظیم دقیق‌تری دارد. سوم، پایان‌بندی نمایش—اگرچه نمادین و شاعرانه طراحی شده—برای برخی تماشاگران ممکن است بیش از حد باز و تأمل‌برانگیز به نظر برسد؛ پایان‌هایی که بیش از پاسخ، سؤال بر جای می‌گذارند، هم قوت‌اند و هم ریسک.

نمایشی که پس از خاموشی چراغ‌ها، تماشاگر را با تصویری از لبخندهایی که پشتشان راز است، تنها می‌گذارد و این تنها آغاز گفت‌وگوست، نه پایان آن.

ویدیو ها و عکس ها
media
media
media
media
media
media
media
media
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

09122****98

نمایش طنز اجتماعی محسوب میشه، بازیگرها واقعا خوب و به اندازه هستن دیالوگ های هجو و اینستاگرامی نداشت دکور معنادار و در راستای داستان بود، در کل از دیدن نمایش لذت بردم و پیشنهاد میکنم