ورکشاپِ «تحول شیوهٔ اجرایی از ادیپ تا هملت»
این نشست تخصصی بیش از ارائهٔ صرفِ اطلاعات تاریخی، شرکتکننده را به تجربهٔ عملی و بازاندیشی در شیوهٔ اجرا دعوت می کند. در عمل، این معنا را دارد که جلسه از یک چارچوبِ تاریخی آغاز میشود — نشاندادنِ چگونگیِ شکلگیریِ نمایشهای آیینی یونان، نقشِ کُر و ساختارِ جمعیِ اجرا در ادیپ — اما هدف نهایی، پیوندِ آن ساختارها با تکنیکهای معاصر است؛ ( نمایشهای آیینی و کُرِیِ یونانی (ادیپ) تا ظهورِ فردگرایی و مونولوگ در رنسانس (هملت)).
یعنی نه فقط گفتنِ «در گذشته اینگونه بود»، بلکه نشان دادنِ اینکه چگونه آن الگوها هنوز در بدنِ بازیگر، در ریتمِ صحنه و در نسبتِ تماشاگر و اجرا زندهاند. دکتر خاکی با نمونههای صوتی و تصویری کوتاه، تفاوتِ صداسازیِ آیینی و declamatory voice (شیوهای از بیانِ نمایشی که با لحنِ بلند، قاطع و اغلب پرشور) را مقابلِ تکنیکِ درونیسازیِ مونولوگِ مدرن میگذارد و سپس شرکتکنندگان را به تمرین میبرد تا خودِ تجربهٔ انتقالِ انرژیِ جمعی به تکگویی را حس کنند.
در سطحِ تکنیکی، کارگاه باید تمرینهایی عملی ارائه دهد که از کار با نفس و آوا آغاز میشود و به تمرینهای بدنی و تمرکزِ درونی میرسد. برای مثال، تمرینِ «کُرِ درون» میتواند شرکتکننده را وادارد تا با یک متن کوتاه آیینی کار کند و سپس همان متن را بهصورتِ مونولوگِ درونی بازخوانی کند؛ این تمرین نشان میدهد که چگونه وزنِ کلمات، ریتم و جهتِ نگاه تغییر میکند و چه ابزارهایی برای حفظِ صداقتِ اجرایی در هر شیوه لازم است. بخشِ دیگری از ورکشاپ ، به تمرینِ حرکت در فضا و نسبتِ بازیگر با اشیاء و تماشاگر اختصاص مییابد: چگونه یک حرکتِ جمعی میتواند به یک لحظهٔ فردی تبدیل شود، یا چگونه نور و سکوت میتوانند نقطهٔ کانونیِ اجرا را جابهجا کنند. این تمرینها نه صرفاً تکنیکی که تحلیلیاند؛ یعنی شرکتکننده یاد میگیرد چرا یک انتخابِ اجرایی در متنِ خاصی کار میکند و چگونه آن را به متنِ دیگر منتقل کند.
دکتر خاکی بخشهایی از ادیپ را بهعنوان نمونهٔ آیینی و بخشهایی از هملت را بهعنوان نمونهٔ تأملمحور میخواند و از شرکتکنندگان میخواهد همان پاراگراف را در دو شیوه اجرا کنند. این کار نه تنها تفاوتِ لحن و ریتم را آشکار میسازد، بلکه نشان میدهد که خوانشِ متن— آیا آن را آیینی، نمادین، روانشناسانه یا روزمره بخوانیم— مستقیماً بر انتخابِ حرکت، فاصلهٔ بازیگر تا تماشاگر و حتی بر طراحیِ صدا و نور تأثیر میگذارد. در نتیجه، شرکتکننده ابزارِ تحلیلی میگیرد: چگونه یک تصمیمِ کارگردانی یا بازیگری میتواند معنای متن را تغییر دهد و چگونه میتوان با حفظِ اصالتِ متن، شیوهای اجرایی متناسب با مخاطبِ امروز ساخت.
برای مخاطبانِ — بازیگران، کارگردانان جوان، دانشجویان و پژوهشگران— ارزشِ اصلی در تلفیقِ نظری و عملی است. شرکتکننده با مجموعهای از تمرینهای قابلتکرار بیرون میآید: تمرینهای صوتی برای بازسازیِ صدای آیینی، تمرینهای مونولوگ برای درونیسازیِ احساس، و تمرینهای فضایی برای کار با نور و حرکت.
در نهایت، این کارگاه فرصتی است برای پل زدن میانِ سنت و مدرنیته در اجرا؛ نه حذفِ یکی به نفعِ دیگری، بلکه یادگیریِ انتقالِ ابزارها و حفظِ صداقتِ هنری در هر شیوه.